|
|
|
|
|||
|
هیئت مهدیون قزوین
|
![]() |
![]() |
![]() |
||
![]() |
![]() |
![]() |
|||
|
|
|||||
|
|
|||||
|
اثبات جواز پوشیدن لباس سیاه در عزاداری ها از کتب اهل سنت وشیعه
اثبات جواز پوشیدن لباس سیاه در عزاداری ها از کتب اهل سنت وشیعه
1- ابن ابی الحدید از مدائنی نقل می کند که چون امیر مومنان علی علیه السلام به شهادت رسید عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد وگفت همانا امیر المومنین وفات یافت او کسی را به عنوان جانشین خود قرار داده است اگر او را اجابت می کنید نزد شما بیاید واگر کراهت دارید کسی بر دیگری اصرار ندارد مردم گریه کردند و گفتند بلکه به سوی ما بیاید (امام) حسن (علیه السلام) در حالی که لباس مشکی بر تن داشت نزد آنان آمد وخطبه ای ایراد فرمود . (شرح ابن ابی الحدید ج16 ص22) 2- عماد الدین ادریسی قرشی از ابی نعیم اصفهانی به سندش از ام سلمه نقل کرده که چون خبر کشته شدن امام حسین (ع) به او رسید خیمه ای سیاه در مسجد رسول خدا زد ولباس مشکی بر تن نمود ( مقتل ابی مخنف ص 222 و223) 3- ابی مخنف روایت کرده که نعمان بن بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به اهل مدینه ابلاغ نمود ودر مدینه زنی نبود جز آنکه از پشت پرده بیرون آمد ولباس مشکی پوشیده ، مشغول عزاداری شد (عیون الاخبار وفنون الاثارص109 ) 4- ونیز ابن ابی الحدید از اصبغ بن نباته نقل می کند که گفت بعد ازشهادت امیر المومنین (علی علیه السلام) وارد مسجد کوفه شدم (امام) حسن (علیه السلام) و(امام) حسین (علیه السلام) رامشاهده کردم که لباس مشکی بر تن داشتند . (شرح ابن ابی الحدید) ویک نمونه از روایات شیعه برقی به سندش از امام زین العابدین علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند :" چون جدم حسین علیه السلام شهید شد زنان بنی هاشم در ماتم او لباس سیاه پوشیدند وآن را در گرما وسرما تغییر ندادند و من برای آنان در هنگام عزاداری غذا آماده می کردم ( کامل الزیارات ص 67 و68 بحارالانوار ج45 صص 221و222) پس این روایات که تعدادی از آنها از اهل بیت علیهم السلام نقل شده به روشنی بیان می کند که پوشیدن لباس سیاه در عزاداری ها علی الخصوص عزاداری برای حضرت سید الشهداء علیه السلام مکروه نیست بلکه مستحب هم می باشد گزارش های مستند بیانگر این حقیقت است که پیامبر صلوات الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام خود در مقام عمل در عزای عزیزان خویش سیاه پوشیده اند. سؤال: پوشیدن لباس سیاه در سوگ ائمّه هُدى (علیهم السلام) خصوصاً در محرّم چه صورت دارد ؟ منبع مطلب معرفت به اهل بیت علیه السلام
هرگونه ارتباط محبتآمیز و قلبى مبتنى بر معرفت و شناخت است، اگر عشقى بر اثر یك آشنایى و دیدار زودگذر حاصل شود احتمال زوال و فروپاشى آن بسیار زیاد است، چنانكه با ملاقات نكردن طرف مقابل و یا دیدن یك حالت و یا حركت ناپسند از وى، علاقهاش برگشته و احیاناً به تنفر نیز تبدیل شود ولى محبتى كه بین دو یار قدیمى پس از مدت زمانى ایجاد مىشود چون مبتنى بر معرفت و شناخت از روحیات اخلاقى و ویژگیهاى شخصى وى است، براحتى از هم گسسته نمىشود، هم چنین است علاقه و محبت قلبى به اهل بیت (ع) كه اگر پس از معرفت مقام و جایگاه ایشان (ع) بدست آید هیچگاه زایل نشده و بلكه هر لحظه رو به تزاید بوده و صاحب آن را به فلاح و رستگارى و همنشینى با ائمه اطهار (ع) در دنیا و آخرت موفق مىسازد. اگر شخص منصفى بدون پیش داورى خاصى تاریخ صدر اسلام را مطالعه كند برجستگى و رفعت مقام و شخصیت امام على (ع) را بخوبى و روشنى درك مىكند، كلمات حكمتآمیز، خدمات بیشمار، حمایت قاطع از پیامبر اكرم (ص)، تقدم و سبقت در اسلام و ایمان شخصیت ممتازى از امام را جلوهگر مىسازد، اگر تنها به جملات و كلمات پیامبر اكرم (ص) نسبت به امام (ع) (كه در منابع اهل سنت و شیعه آمده است) توجه و با كلماتى كه پیامبر درباره صحابه جلیل القدر مثل سلمان فارسى، ابوذر، عمار یاسر فرموده مقایسه شود فاصله غیر قابل تصور وى با دیگر صحابه مشخص مىشود، هم چنین است توضیحاتى كه از پیامبر اكرم (ص) درباره فاطمه زهرا (س) و حسنین (ع) به ما رسیده است، حال اگر به خود این بزرگواران از دیدگاه خودشان نگاه كنیم و توضیحات آنان را درباره خود ببنیم رفعت مقام آنان بیشتر بر ما آشكار مىشود، اخلاقى كه به ما ارائه كردهاند اخلاقى مترقى و پاكیزه و متناسب با روح و عقل انسانى است، كلام و عقایدى كه بیان فرمودهاند بسیار منطقى و عقلانى است، ارتباط عمیق و عاشقانهشان با خداوند متعال (كه در مناجات و دعاهاى سوزناكشان مشهور است) عرفانى خالص و منطبق با فطرت الهى است. مطالعه احادیث نورانى آنها و تاریخ سرگذشت غمبار و عبرتآموزشان در معرفت مقام بلند ایشان بسیار موثر است. یكى از بهترین متنى كه از ائمه درباره امامشناسى صادر شده زیارت جامعه كبیره است كه از امام هادى (ع) روایت شده، در اینجا فقراتى از این زیارت عظیم القدر ذكر مىشود: سلام بر دعوتكنندگان بسوى خدا و راهنمایان بسوى آنچه كه رضایت خدا در وى است، كاملان در محبت الهى و اخلاص ورزندگان در توحید خدا و اظهاركنندگان امر و نهى خدا. خداوند شما را براى علم خود برگزید و براى غیب و نهان خود رضایت داد و براى سرورانش انتخاب نمود. خداوند شما را از گناه و ناپاكى دور گردانید و از فتنهها ایمن بخشید، پس شما هم او را بزرگ داشتید و ذكرش را ممتد گردانیدید و بخاطر او در آشكار و نهان مردم را نصیحت كردید و براه راستش راهنمایى نمودید و جانهایتان را در راهش فدا نمودید و بر مصائبى كه در راهش فرود آمد صبر كردید. پس هر كس از شما روى گرداند از دین فارغ شد و هر كس همراه شد به مقصد رسید و حق همراه شما و در شما و از شما و بسوى شما است، بازگشت خلق بسوى شماست، حساب آن بر عهده شماست، هر كس شما را دوست دارد خدا را دوست داشته و دشمن شما دشمن خداست، شما صراط و راه قدیم خدا هستید، هر كس بسوى شما آمد نجات پیدا كرد و هركس روى گردانید هلاك گشت خوشبخت كسى كه دوستى شما كرد و نگون بخت كسى كه با شما دشمنى كرد. هر كس متابعت شما كرد بهشت جایگاه او و هر كس با شما مخالفت نمود دوزخ منزلگاه اوست، هر كس شما را انكار كرد كافر و هر كس با شما جنگید مشرك است. كلام شما نور و امرتان رشد و وصیت شما تقوى و كارتان خیر وعادت شما احسان و روش شما كرم است، هر كس خداى را قصد و آهنگ كند از شما شروع كرده و هر كس متوجه او باشد شما را اراده مىكند. من ثنا و وصف شما را نمىتوانم برشمارم، بخاطر شما است كه قطرات باران فرو مىریزد و بجهت شما غصهها برطرف شده و مشكلات و خطرات زایل مىشوند.» خود آن بزرگواران نیز مقام نورانیت خود را «امام اهل زمین»، «ستون دین»، «دعوتكنندگان بسوى حق»، «امامان خلق»، «امینان خداوند بر مردم»، «محل رفت و آمد ملائكه»، «معادن علم»، «چراغهاى روشن در ظلمات»، «سرچشمههاى حكمت»، «كشتى نجات»، «لسان صدق» و «گنجینه ایمان» معرفى كردهاند، ادعیههاى وارده از آن بزرگواران نیز مملو از تعبیرات بلند و عبارات رسا در معرفى مقامات و فضایل ایشان است، خداوند متعال چهار هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم (ع) این ذوات مقدس را بصورت نورانى خلق و نام آنها را در ساق عرش نمایان ساخته بود،(1) و تمام موجودات و ملائكه با این ذوات نورانى آشنا بودند، چنانكه آدم (ع) پس از ارتكاب خطا و اخراج از بهشت برزخى براى استغفار با توسل به نام این بزرگواران توبه كرد، یك توجه دقیق در روایات این بزرگواران ما را متوجه این نكته مىسازد كه خداوند براى جریان فیض خود در میان خلایق و موجودات و ساختن الگو براى انسان كامل یعنى خلیفه خود در روى زمین و تشویق دیگران براى رسیدن به این مقامات، این ذوات مقدس را خلق نموده است و معرفت آنان را به مقام نورانیتشان همان معرفت خود و معرفت خود را همان معرفت مقام نورانیّت آنان دانسته است،(2)انسان مطابق فطرت خود در مىیابد كه بین خداوند ربالارباب كه وجود مطلب و مطلق وجود است و بین انسان خاكى ملكى و ناسوتى كه تمام رفتار و كرماتش مطابق خلقتش ظلمانى و تیره است سنخیّت و تناسبى نیست و رسیدن این دو به هم بدون وجود واسطهاى كه نشانى از هر دو وجه نورانیت و ظلمانیت داشته باشد ممكن نیست، بعبارتى دیگر با وجود اینكه انسان خود جنبهاى الهى و روحى ملكوتى دارد ولى بجهت انس با عالم طبیعت و ماده غبار غلیظى روى آن فطرت نورانى را پوشانده است و علاوه بر پیامبران و عقل كه هادى انسان بسوى توحید هستند، وجود ائمه اطهار (ع) بعنوان حد واسطه كه جنبه ملكوتى بسیار قوى و فعالى داشته و در عین حال همانند سایر مردم زندگى مىكردند در بیدارى انسانها ونزدیكى آنها به خداوند بسیار ضرورى و حیاتى است، همانند پادشاهى كه بخاطر فاصله بسیار بین آنان و مردم عادى وسیله ارتباطى بین آنان كم است ولى وجود واسطهها و شفیعان این ارتباط را برقرار مىكند. (1) (بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج 43، ص 52) شبهه 02
عده ای این شبهه را بیان می کنند : با اینکه شیعه ادعا می کند عمرابن خطاب ( خلیفه ی دوم بعد از پیامبر ) فردی فاسق و از دین خارج شده است و او را از قاتلین حضرت زهرا می داند چرا حضرت علی ابن ابی الطالب علیه السلام دختر خود ام کلثوم را به عقد عمر درآورده است آیا این دلیلی بر اشتباه شیعه در مورد عمر نیست و عمر فردی صالح بوده است و در قتل حضرت زهرا (س) دخالتی نداشته است ؟
در جواب باید گفت اولا دختری که حضرت علی (ع) اجازه ی ازدواج او را به عمر داد دختر خونی خود نبوده بلکه ام کلثومی که به عقد عمر درآمد ، دختر یکی از زنان ابوبکر خلیفه اول بود که بعد از مردن وی حضرت علی (ع) برای تامین زندگی همسر ابوبکر او را به عقد درآورده و دختر وی به نام ام کلثوم را که فرزند ابوبکر می باشد به عقد عمر درآورد . و از جهاتی چون ام کثوم دختر ابوبکر دختر خونی حضرت علی (ع) و از فرزندان حضرت زهزا (س) نبوده است پس عقد وی برای عمر تائید و صحت بر درستی اعمال و رفتار عمر نیست و یکی ازمهمترین افراد یاد شده در کتاب اهل سنت در قضایای حمله به خانه ی حضرت علی (ع) و اهانت به وجود نازنین حضرت زهرا دختر رسول الله (ص) همین عمر ابن خطاب می باشد .
شبهه
اهل سنت بوسیدن و لمس کردن قبور و زیارتگاه های ائمه ی معصومین علیه السلام را حرام می دانند و آن را نکوهیده شیعه را سرزنش می نمایند : حال در جواب این شبهه می توان ازخوداهل سنت احادیثی و روایاتی را ذکر نمود : مستنداتی از اهل سنت دال بر مجوز زیارت، بوسیدن، توسل به قبول، بیعت با چوبدستی ... حتی نوشیدن آب غسل میت (؟!) ایفاد میگردد.
- بلال ، موذن پیامبر، رسول خدا را در خواب دید كه به او مى فرماید: اى بلال ، این چه جفایى است ؟آیا وقت آن نشده كه به زیارت من آیى؟ بلال بیدار شد و ندوهگین و ترسان گشت . بر مركب خود سوارشده به زیارت قبر پیامبر در مدینه آمد و شروع كرد به گریستن و صورت بر قبر پیامبر مالیدن. چون حسن و حسین علیهمالسلام آمدند، آن دو را درآغوش كشید و بوسید. تاریخ طبرى، ج 1 ص 161 و 169 - معجم البلدان، ج 3 ص 208 - تاریخ ابن كثیر،ج 1 ص 174 و 197 مستدرك حاكم، ج 4 ص 515 - وفاء الوفاء، ج 2 ص 410 - مروان روزى مردى را دید كه صورت و پیشانى بر قبر پیامبر نهاده است . گردن او را گرفت و گفت : مى دانى چه مى كنى ؟وقتى سربلند كرد، دید ابوایوب انصارى است . ابوایوب گفت : آرى ! من سراغ سنگ نیامده ام ، سراغ رسول الله آمده ام . از آن حضرت شنیدم كه مى فرمود: بر دین گریه نكنید وقتى كه شایستگان عهده دار آن شوند، بلكه زمانى بر دین گریه كنید كه نااهلان عهده دار و والى آن گردند! مستدرك حاكم، ج 4 ص 515 - وفاء الوفاء، ج 2 ص 410 الفقه على المذاهب الاربعه، ج 1 ص 421 المنهاج، محیى الدین نورى شافعى ، ج 1 ص 357 چاپ شده در حاشیه شرح مغنى. تاریخ طبری، ج 1 ص 80 – العرائس ثعلبى ، ص 29. حاشیه ابى الاخلاص حنفى ، ج 1 ص 168 در حاشیه دررالحكام. تاریخ طبرى، ج 1 ص 161 و 169 - معجم البلدان، ج 3 ص 208 - تاریخ ابن كثیر، ج 1 ص 174 و 197. - ابن منكدر (از تابعین ، متوفاى 130) همراه اصحابش مى نشست و گاهى كه تشنگى سراغش مىآمد، درهمان لحظه برخاسته صورت برقبر پیامبر مىنهاد و درمقابل اعتراض همراهانش ، مىگفت : از قبر پیامبر شفا مىگیرم . وى گاهى به صحن مسجد مىآمد و در جاى خاصى بر زمین مىخوابید، علت را كه مىپرسیدند، مىگفت : خودم دیدم كه پیامبر در همین جا خوابیده بود. وفاء الوفاء، ج 2 ص 444 المغنى، ج 1 ص 495، درباره چاههاى مدینه - الوفاء الوفاء، ج 2 ص 119 تا 149 الفقه على المذاهب الاربعه، ج 1 ص 421 تاریخ طبرى، ج 1 ص 161 و 169 - معجم البلدان، ج 3 ص 208 - تاریخ ابن كثیر، ج 1 ص 174 و 197. عبدالله بن احمد حنبل مى گوید از پدرم درباره حكم كسى كه به منبر رسول خدا دست مى كشد و تبرك مى جوید و آن را مى بوسد و با قبرنیز همین كار را مى كند تا ثواب ببرد، پرسیدم . گفت : اشكالى ندارد. مستدرك حاكم، ج 4 ص 515، - وفاء الوفاء، ج 2 ص 410 عبدالله بن عمر، هنگام زیارت قبر پیامبر، دست راست را روى قبر مىنهاد و بلال حبشى چهره برآن مىنهاد. روشن است كه علاقه زیاد و عشق و محبت به این كار فرمان مىدهد و این نوعى احترام و بزرگداشت است و مردم به تناسب شوقشان حالات متفاوتى دارند. بعضیها وقتى قبر را مى بینند، بى اختیار به سمت آن مى شتابند، برخى هم با تاخیر و درنگ ، و همه محل خیرند. تاریخ بغداد، خطیب بغدادى ، ج 1 ص 146 - تاریخ الشام، ابن عساكر، ج 6 ص 108 المنتظم، ابن جوزى ، ج 5، ص 99 سنن ابن داود، ج 2 ص 72 - صحیح بخارى ، ج 2 ص 247 - محمد بن احمد رملى ، از بزرگان شافعیه در «شرح منهاج» گفته است : سایهبان گذاشتن روى قبرو بوسیدن صندوق قبر و لمس كردن آن هنگام زیارت ، مكروه است ، مگر آن كه به قصد تبرك باشد، هم چنان كه فتوا دادهاند اگر كسى در اثر ازدحام نمیتواند حجرالاسود را لمس كند، با عصا به آن اشاره كند، آن گاه عصا را ببوسد. - مناقب خوارزمى، ص 252، - فرائد السمطین، باب اول - مستدرك حاكم، ج 3 ص 151. (این مطلب از الغدیر، ج 1 ص 300 نقل شده است). - فتوای ابن حنبل : ابن جماعه شافعی می گوید : عبد الله بن احمد حنبل این روایت را از پدرش نقل كرده است : « از پدرم در باره مردی كه منبر و قبر رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) را برای ثواب مس می كرد و تبرك می جست و می بوسید پرسیدم ، در جواب گفت : اشكالی ندارد. (وفاء الوفاء ، ج 4 ، ص 1414) - عبدالله، فرزند احمد بن حنبل می گوید: از پدرم پرسیدم: مسّ منبر رسول الله و تبرّک با مس کردن آن، و بوسیدن و یا مسّ و متبرّک شدن به قبر شریف و یا بوسیدن آن به قصد ثواب، چه حکمی دارد؟ پدرم گفت: هیچ اشکالی ندارد. (الجامع فی العلل و معرفة الرجال، ج2، ص32 - وفاءالوفا، ج4، ص1414) - رملی شافعی می گوید: تبرّک جستن به قبر پیامبر و یا عالم و یا اولیا جایز است و بوسیدن و استلام آن ایرادی ندارد. (کنز المطالب، ص 219) - محب الدین طبری شافعی گوید: بوسیدن قبر و دست گذاشتن روی آن جایز است و سیره و عمل علما و صالحان بر آن است. (اسنی المطالب، ج1، ص331) - زرکشی: تربت قبر حمزه از حکم منع برداشتن خاک حرمین، استثنا شده است، زیرا اتفاق همگان بر جواز نقل آن برای معالجه صداع است. ،وفاء الوفا، ج1، ص69) - سُبکی می گوید: مردم سمرقند به قدری از خاک قبر بخاری برداشتند که قبر ظاهر شد به طوری که نمی شد جلوی مردم را گرفت تا این که ضریح مانندی را بر روی قبر گذاشتند! (طبقات الشافعیه، ج2، ص233 - سیر اعلام النبلاء، ج12، ص467) - ابن کثیر می گوید: تشییع کنندگان دستمال و عمامههای خود را به عنوان تبرک روی جنازه ابن تیمیه انداختند... و آب غسل او را به عنوان تبرک نوشید! (البدایة و النهایه، ج14، ص136) - محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه که شیخ بخاری و مسلم و به اصطلاح شیخ الاسلام است می گوید: به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم. (تهذیب التهذیب، ج7، ص339) - ابو علی خلال، شیخ حنابله، می گوید: هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت می کنم و به ایشان متوسل می شوم و خداوند مشکل مرا آسان می کند. (تاریخ بغداد، ج1، ص 120) - محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه ، و احمدبن حنبل به قبر شافعی متوسل می شد. (مناقب ابی حنیفه، ج2، ص199) - مسلمانان، به قبر ابو ایوب انصاری متوسل می شدند و برای طلب باران به قبر او پناه می بردند. (مستدرک حاکم، ج3، ص 518)
گناه
از نظر تعلیمات اسلامی ، هر گناه اثری تاریک کننده و کدورت آور بر دل آدمی باقی می گذارد و در نتیجه میل و رغبت به کارهای نیک و خدائی کاهش می گیرد و رغبت به گناهان دیگر افزایش می یابد . متقابلا عبادت و بندگی و در یاد خدا بودن وجدان مذهبی انسان را پرورش می دهد ، میل و رغبت به کار نیک را افزون می کند و از میل و رغبت به شر و فساد و گناه می کاهد . یعنی تیرگیهای ناشی از گناهان را زایل می گرداند و میل به خیر و نیکی را جایگزین آن می سازد . خداوند در قرآن می فرماید:«وَ أَقِمِ الصلَوهَ طرَفىِ النهَارِ وَ زُلَفاً مِّنَ الَّیْلِ إِنَّ الحَْسنَتِ یُذْهِبنَ السیِّئَاتِ ذَلِک ذِکْرَى لِلذَّکِرِینَ (هود،۱۱۴): نماز را در دو طرف روز و اوائل شب برپا دار ، چرا که حسنات ، سیئات ( و آثار آنها را ) بر طرف مى سازند ، این تذکرى است براى آنها که اهل تذکرند .
نوای یا حسین مصطفی شهدوست
دانلود نوای فاطمیه ی 89 امسال شهدوست
محرم 88
مشکل ایجاد شده در دانلود مداحی های 88 برطرف گردیده و می توانید برای دانلود به آدرس زیر مراجعه کنید
عکسی هم از کربلایی مصطفی شهدوست برترین مداح استان قزوین و از بهترین مداحان کشور
|
|||||
|
|
|
|
|
|
|